پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
112
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
توجه داشته باشيد و اگر در ناپل هنرمند بدبختى وجود دارد كه به علت عدم توانايى رقابت با ديگران نمىتواند نان يوميه خود را به دست آورد ، به او بگوييد در صورت آمدن به اين سرزمين به خوبى امرار معاش خواهد كرد و من قول مىدهم او را به خدمت شاه درآورم و حتى اگر مقتصد باشد ، مىتواند پولى ذخيره كند . البته بايد كسى را كه داراى صبر و تحمل زياد است ، به اين طرفها فرستاد ، چون در سرزمينى كه مردمش دين عيسوى ندارند ، يك فرد سبكسر و سطحى ، مىتواند موجبات بدبختى خود را فراهم سازد . صحيح است كه در اينجا در مورد دين هيچوقت فشارى به كسى وارد نمىآورند و او را وادار به عملى بر خلاف آيين خود نمىكنند ؛ ولى چنين آدم سبكسرى هميشه وجودش خطرناك است ، زيرا ممكن است با پول يا با مهربانى يا با زن و مانند آن او را فريب داد و ايمانش را متزلزل كرد ؛ برعكس براى يك آدم عاقل بس است يك ماه در اينجا بماند ، تا درك كند عيسوىها در ايران بيشتر محبت مىبينند و بهتر از خود مسلمانها زندگى مىكنند و در اين صورت نه تنها تغيير دين به خاطرش خطور نخواهد كرد ، بلكه اگر قبلا نيز چنين خيالى داشته است ، از آن منصرف مىشود . حالا كه وارد اين مبحث شدهام ، بايد اضافه كنم كه اگر جوانى مايل است زن بگيرد و در جايى مستقر شود و بهطور شرافتمندانه به تجارت بپردازد ، به او نيز اطلاع بدهيد به نزد من آيد ؛ زيرا مىتوانم از هر طبقهاى كه باشد در جلفا برايش يك همسر ثروتمند و زيباى مسيحى پيدا كنم و او احتياجى ندارد چيز زيادى با خود بردارد و به صرف اينكه فرنگى است ، به شرطى كه عاقل باشد ، بسيارى از مشكلات برايش خود به خود حل مىشود و قول مىدهم زندگى او را در اينجا تأمين كنم و اسم و رسمى بيش از آنچه در شهر خود داشته است برايش فراهم سازم . من اعتراف مىكنم مايل هستم مردمانى چند از سرزمين خود را كه داراى خصال نيكويى باشند در اينجا ببينم ؛ زيرا متأسفانه تا به حال جز مشتى ماجراجو و نابكار كه در حقيقت بدون استحقاق از محبتهاى بىدريغ شاه و مردم برخوردار شدهاند ، كسى به اين طرفها نيامده است . شهر كاشان در كنار يك جلگهء وسيع و پاى چند تپهء مرتفع بنا شده و بسيار گرم است . زمستان در آنجا عملا وجود ندارد و برعكس تابستانش طاقتفرساست و فقط وجود ميوههاى فراوان ، بهخصوص انار ، باعث مىشود مردم بتوانند اين هوا را تحمل كنند . از لحاظ ساختمان چيز جالبى در اين شهر به چشم نمىخورد ، جز اينكه كاروانسراهاى متعددى بر سر راه كاروانها ساخته شده و چند حمام عمومى نيز در آنجا وجود دارد . همانطور كه قبلا نيز گفتم ، خارج از شهر ، شاه داراى خانهاى است كه در مقابل آن ، ميدان بزرگ يا بهتر بگويم خيابان طويل و